پسر کوچولوی من

دس دسی! آی دس دسی!

سلام به همه

حتما از تیتر بالا حدس زدین که من چه کار تازه ای یاد گرفته ام. پنجشنبه هفته پیش بود و مامان سیمین خونه ما بود همینطور دستهاش رو به هم میزد و میگفت الهی قربونت برم. منم دیدم چه کار جالبیه! برای همین من هم بدون مقدمه شروع کردم به همراهی با مامان سیمین ! تند و تند شروع کردم به دس دسی. بعد هم که با مامانم داشتم میرفتم خونه مامان بتی و بابا ناصر توی آژانس برای خودم کلی دس دسی کردم. اما از وقتی رسیدم اونجا دیگه خبری از دس دسی نبود تا روز شنبه که دوباره یادم افتاد! مامانم خیلی صایع شد هههههه! هی جلوی همه گفت فربد دس دسی ، دس دسی. منم همینجوری نگاش کردم انگار داره راجع به UFO باهام حرف میزنه!!!

قبل از دس دسی هم بای بای کردن رو سایه و ژوبین بهم یاد دادن

از دیروز هم دوباره یادم افتاد که چه صدای رسایی دارم(یه موقع فکر نکنین رسا دوستم رو میگم ها! آخه من یه دوست کوچولوی جون جونی دارم که اسمش رسا ست. حالا مامانم از مامانش اجازه میگیره و عکس رسا رو هم میگذاره تا شما با دوست من آشنا بشین. البته من یه دوست دیگه هم دارم که اسمش کیانه . کیان از من بزرگتره) . برای همین مدام دارم جیغ میکشم . هر کاری هم میکنن که من یادم بره موفق نمیشن. فکر کردن من بچه ام! تا جیغ میرنم یه چیزی میدن دستم میگن وای فربد ببین چی داری ! منم که دستشون رو خونده ام. یه نگاه بهش میندازم و تو دلم میگم ... خودتونین!!! و دوباره شروع میکنم به جیغ زدن! از چند ساعت پیش خاله بهم یاد داد که به جای جیغ زدن شعار بدم. منم دست چپم رو میبرم بالا و هی میگم هو هو هو !

دکترا این روزها به مامانم گفته اند که شروع کنه برای من  پلو درست کردن و ماکارونی بهم بده و اما من هیچ دل خوشی از این مساله ندارم. و نه سوپم رو درست و حسابی میخورم و نه این غذا های سفت رو . چند روز پیش هم که برام ماکارونی درست کردن همه اش رو بالا آوردم، اما تا دلتون بخواد عاشق غذای  بزرگترهام. پلوی اونها رو هر قدر هم که سفت و خشک باشه تند تند میخورم . راستی اون روز که مامانم دید من به هیچ صراطی مستقیم نیستم یه کم قورمه سبزی قبل از اینکه نمک بزنه برای من برداشت و با پلو داد خوردم. باید بودین و میدیدین که با چه اشتهایی غدام رو تموم کردم و دنبال بقیه اش بودم!

حالا مامانم چند تا عکس براتون میذاره

این عکس منه در حال لیمو شیرین خوردن . لیمو شیرین هایی که خاله زحمت میکشه و تو این فصل که لیموشیرینی وجود نداره برای من میاره. دستش درد نکنه!

اینم عکس منه با دندونهام البته باید با ذره بین ببینین

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ - ۱۳۸٩/٤/٢۳ - فربد فندقی و مامانش